اربعین که نزدیک میشود فضای غمباری را احساس میکنم .فکر برگشت کاروان به مدینه بسیار جانگداز است. کاروانی که با آنهمه جوان رشید هاشمی از دیار رسوالله خارج شد حالا برمیگردد. زینب چند برادر را با خود داشته  و اکنون ...

  اربعین در فرهنگ ائمه جایگاه خاصی دارد مهمترین دلیل آن روایتی از امام حسن عسکری (ع) است که یکی از پنج نشانه مومن راخواندن زیارت اربعین دانسته است. افزون بر این امام صادق(ع) زیارت اربعین را که به صفوان بن مهران جمال تعلیم داد  در بربزرگداشت ان تصریح کرد.

  امام سجاد(ع) چون به نزدیکی مدینه رسید.خیمه برپا کرد وبه بشیر بن جزلم فرمود: برو ورود مارا اصلاع بده.

 من در عزاداری خودمان دو نوحه را گویای آن روز میدانم. اولی نوحه ای است که در "ذکر رو منبری " میخوانند

جده جان حیاط را بزن امروز آب وجارویی

خانه ها را جمله بکن جده فرش نیکویی

کز مسافرها خبر آمده

ام لیلا با اکبر آمده 

شهربانو با اصغر آمده

...

 حالا زینب به خانه می آید گاه رفتن، عباس ، علی اکبر، قاسم... همراه داشت، فرزندانش را باخود داشت و حالا برمیگشت وهیچکدام را نداشت به هر کجای مدینه رو میکند عزیزانش را می بیند زینب در این سفر نیمه اش را جا گذارده است حسین را.

 روایت میشود چون به در مسجد رسول الله رسید دو طرف در را گرفت و با شیون گفت:" یا جد بزرگوار همانا برادرم حسین (ع) را کشتند ومن خبر شهادتش را برای تو آورده ام." مدینه دیگر غرق ماتم است.

  نوحه بعد که از زبان حضرت زینب است در سینه زنی سنتی خوانده میشود. بیانگر مصیبت عظیم آن جلیله است.

مدینه امدم اما پریشان حــال ودر مانـــــده

به پایی خستــه وپر آبله از راه وامانـــده

به شادی رفته بودم بـا غم وانـــدوه برگشتم

به احوالی نزار و با تنی بی روح برگشتــم

به وقــت رفتنم بودند به هر سویـم برادر ها

چنان ماهی که گردش را گرفــته خیـــل اخترها

حسینم همچو خورشید جهــان تــاب  فروزنــده

ابوالفضلم به گــردم بود چونان ماه تابنده

به یکسو عون و عبدالله به یکسو در خروش اکبر

به سوی دیــگرم همچون محــافظ قــاسم و جعفر

مدینه یک نشانــی زان برادرهـــا من آوردم

بخون آغشته و صد پـــاره یک پیراهــن آوردم

به چشمم میکشم شاید راه خــانه را یــــابم

به قد و قامتی خم گشته من کاشانه را یــابم

تو کنعانی مدینه عطر یــاد یوسفــــم داری

دلم از غصه خون کردی زبس  غمگیــن وغمبــاری 

....                                                                                                   

میـــان کمتر از یک روز در دشت بـلا پـــرور

به خون غلطان به دست کوفیان، اولاد پیغمــبر 

 به روی نیــزه هفتادو دو خورشید فروزانفر

ز دشت کربلا قران به لب تا شــام غم یکســر

... 

اربعین است، هنگام میثاق و پیمان دوباره، کاروان به مقصد میرسد...                                   

اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود