یک وقتی بود که در این محل سه تیم فعالیت میکردند. نه آن فوتبال درامدی داشت نه امکاناتی. بسیاری از ماها پول کفش که چه عرض کنم پول جوراب هم نداشتیم. ولی سه تیم داشتیم.
 روزگار تغییر کرده یا ما؟
 با هم بودیم، برای رفتن به مسابقه پول ماشین را خودمان میدادیم. یک دست لباس چند سال تن چند رده سنی بود برایمان مقدس هم بود.
 روزی که شکست میخوردیم عزا داشتیم و روز برد از استادیوم تا هلیله سر راننده را درد می آوردیم.
 استعدادهایی داشتیم که با دریبل هایشان ستاره های امروز لیگ را به تمسخر میگرفتند. 
 اما امروز
 توان مالی خانواده ها قابل مقایسه به آن روز نیست، کفش دیگر رویا نیست لباس انچنانی هست. اما ما چه؟
 چند بازیکن داریم ،چند نفر در تیمهای مدارس داریم؟
به کجا رفته ایم ؟به کجا میرویم؟ 
...
دلم برای یک بازی گل بزرگ لک زده .
 تا گفتم .جوابی آمد:
 بی خیال سید، کسی حال آمدن ندارد.
 کسی حال دویدن ندارد.
 کسی نمی اید.
کسی نیست.
کسی نمی تواند.
 امکان ندارد  ... ..   ...  همه گفتیم تا ...